الشيخ محمد تقي بهجت
203
جامع المسائل ( فارسي )
4 - كيفيت حدّ سارق مقدار قطع انگشتان و آن عبارت است از قطع دست راست او از مفصل اصابع چهارگانه ، به نحوى كه باقى بماند براى او ابهام و كف دست تا بتواند با آن انجام وضوء و نماز بىمشقت بدهد . و اگر يك انگشت زائد داشت و متميز بود ، باقى مىگذارند آن را ، حتى اگر تميّز آن به اين بود كه دو سبابه داشت هر دو را قطع نمىنمايد در تكميل چهار انگشت ؛ و اگر متميز نبود به نحوى كه هر دو اصلى ديده شدند تخيير ثابت است ، و احوط تخيير سارق است يا تعيين با قرعه با تمكن از قطع چهار انگشت در هر تقدير . و اگر ممكن نشد قطع چهار انگشت مگر با قطع پنجم كه متصل به يكى از آن چهار است ، اقتصار بر قطع سه انگشت مىشود . و اگر ممكن شد قطع بعض اصبع اصلى كه زائد ، به آن متصل است ، بدون افساد در انگشتى كه نبايد قطع بشود ، اقتصار بر قطع بعض مىشود . و اگر انگشتها كمتر از متعارف است ، اقتصار بر قطع موجود مىشود ، حتى اگر يك انگشت بيش ندارد همان قطع مىشود و ابهام و كف را باقى مىدارند . سرقت بعد از قطع دست راست اگر دفعهء دوم ( بعد از قطع دست راست ) سرقت كرد ، قطع مىنمايند پاى چپ او را از وسط قدم ( كه برآمدى استخوان و معروف به « كعب » است ) و بقيه را مىگذارند براى راه رفتن . سرقتهاى بعدى و در دفعهء سوم ( بعد از قطع پاى چپ ) به حبس دائم محكوم است و در صورت فقر ، از بيت المال بر او انفاق مىشود تا زمان موت . و بعد از اينها اگر در زندان در مرتبهء چهارم سرقت كرد ، مقتول مىشود . سرقتها متعدّد و اگر دفعاتى سرقت كرد و كسى بر او ظفر پيدا نكرد و بعد از همه ، او را آوردند ،